Agile

Agile


روشی که با الهام از نحوه مدیریت Agile به وجود آمده است که در آن انعطاف پذیری و پاسخگویی از اهمیت بسیاری برخوردار است. انعطاف پذیری و ظرافت محتوا در بازاریابی محتوا از اهمیت زیادی بر خوردار است، زیرا زمینه ساز پاسخگویی صحیح به فرصت های جدید و رویداد های خبری ناشی از محتوا است.


چه در سطح استارتاپ و چه در سطح شرکتی، اگر در 20 سال گذشته در دنیای شرکت ها کار کرده باشید احتمالا به Agile برخورد کرده اید.

Agile که به عنوان راهی برای کمک به تیم های نرم افزاری برای برنامه ریزی و اجرای موثرتر فرایند تولید محصولات شان شروع به کار کرد، تقریبا در هر تیم تولید محصولی که وجود دارد از جمله تیم بازاریابی محتوا سردرآورده است.

من برای بیش از چند استارتاپ کار کرده ام که از رویکرد Agile نه تنها برای سازمان دهی تیم های نرم افزاری شان ،بلکه برای تیم های ویراستاری، مدیریت محصول و البته بازاریابی نیز استفاده می کردند.

اساسا متدلوژی Agile راهی برای خرد کردن کار به تکه های قابل مدیریت است که می تواند تمام شود، تست شود، و سریعا تغییر کند. این رویکرد به تیم ها اجازه می دهد تا به هدف کاربر از محصول نهایی نزدیک شوند و روی یک بخش کار تمرکز کنند قبل از اینکه بخش دیگری را آغاز کنند.

تاریخچه‌ی Agile

قبل از اینکه بتوانیم وارد داستان پشت پرده Agile در بازاریابی محتوا شویم ، لازم است تا درمورد آن سازندگان نرم افزاری که برای اولین بار از Agile استفاده کردند صحبت کنیم.

آغاز رویکرد Agile

سایت AgileSherpas خلاصه ی خوبی ارائه کرده است:

قبل از اینکه Agile وجود داشته باشد، برنامه نویسان از روشی که موسوم به آبشار بود استفاده می کردند تا پروژه ها را مدیریت کنند. اساسا مدیر محصول تمام اطلاعات موردنیاز برای ساخت یک محصول نرم افزاری جدید را جمع آوری می کرد. آن ها یک سند عظیم از مشخصات که الزامات خوانده می شود را ایجاد می کردند و آن را به برنامه نویسان تحویل می دادند.

برنامه نویسان در کارگاه شخصی کوچک خودشان کار می کردند تا یک محصول را بسازند و فقط وقتی کار آن کاملا به پایان رسید آن را تحویل می دادند (معمولا دیر و با هزینه ای بیش از بودجه ی تعیین شده). سپس آن را تست و اصلاح می کردند.

این کار از مد افتاده است نه؟

در این جا بود که Agile  وارد میدان شد. Agile تولید محصولات را به سه بخش تقسیم می کند: انجام دادن، تست ، یادگیری. یک محصول وقتی که سازندگانش آن را انجام شده بدانند به بازار عرضه نمی شود. بلکه این کار به فعالیت های کوچک تر تقسیم می شود که می توانند در مدت زمان های کوتاه تری انجام شوند. کار انجام گرفته سپس تست می شود و یا تغییر داده می شود یا به عنوان محصول نهایی عرضه می شود.

سازمان دهی کار با رویکرد Agile

چندین راه برای سازمان بندی کار در رویکرد Agile وجود دارد. در این جا خلاصه ای از هرکدام آورده شده است.

Scrum

احتمالا Scrum شناخته شده ترین روش برای سازمان دهی کار در Agile است. در این روش تیم تان لیستی از فعالیت های کاری به نام کارهای ناتمام را تهیه می کند و توضیحات بسیار جزئی از تمام چیزهایی که نیاز است تا کار تمام شود را می نویسد.

به این روش مانند یک انبار شراب نگاه کنید که شما بطری های زیادی برای انتخاب کردن در اختیار دارید ، همه ی آن ها منتظر زمان مناسب برای بیرون کشیده شدن هستند.

از آنجا یک فرد حرفه ای در scrum یک لیست کوتاهتر از فعالیت ها را انتخاب می کند تا به تیم ارائه کند ، مانند یک پیشکار که منوی شراب را تهیه می کند.

تیم سپس تصمیم میگیرد در بازه های زمانی 2تا4 هفته ای به نام اسپرینت انجام کار را به عهده بگیرد. تمام کارهایی که در محدوده زمانی اسپرینت قرار می گیرند باید در آخرین روز آماده ی عرضه باشند.

اسپرینت آغاز می شود، فعالیت ها به اتمام می رسند و تیم در پایان ارزیابی می کند که اسپرینت چگونه به اتمام رسیده است.

Kanban

Kanban متفاوت است زیرا بر اسپرینت های خطی تکیه نمی‌کند تا کار را به پایان برساند. بلکه تیم یک تابلو می سازد (به Trello فکر کنید) با مراحل گوناگون برای کار (شروع نشده، در حال انجام، آماده برای بازبینی،وغیره). فعالیت ها در طول تابلو به پیش می روند تا اینکه آن ها مراحل مختلف را به پایان برسانند.

این عموما به این معناست که کار آن ها در فرایند Kanban در بین دست اندرکاران مختلف دست به دست می شود.

ممکن است در فعالیت ها محدودیت زمانی وجود نداشته باشد اما به راحتی می توان دید که تیم ها چه زمانی می توانند یک فعالیت دیگر را اضافه کنند و کجا وظایف محول شده تاخیر داشته است.

Scrumbun

Scrumbun دقیقا همان چیزی است که از اسمش بر می آید. این روش ترکیبی از Scrum  و Kanban است. معمولا یعنی تیم تان از یک تابلوی Kanban در یک چارچوب زمانی scrum استفاده می کند.

روش کار خودتان

من هر سه روش را برای تیم های مختلف و شرکت های مختلف استفاده کرده ام. من نمیتوانم بگویم که یکی را از بین آن ها دوست داشتم زیرا هرکدام از آن ها بخاطر عملکرد خوب شان در سبک کاری مخصوص هر تیم انتخاب شده اند.

هر تیم بازاریابی مجموعه ای از مزایا، چالش ها، و غافلگیری های خاص خودش را دارد. تیم هایم بدون شکست، فرآیند Agile را به پایان رساندند تا نیازهای خود را برآورده کنند.

در موارد اندکی که دیدم Agile با سخت گیری به یک تیم تحمیل شده بود، ناگزیر به شکست محصول یا فرایند تولید محتوا انجامید.

Agile در بازاریابی محتوا

طبق گفته ی سایت AgileSherpas : اولین بیانیه بازاریابی Agile در سال 2012 ایراد شد. و بر ارزش های زیر تاکید می کند:

  1. یادگیری معتبر به جای عقاید و قراردادها.
  2. همکاری متمرکز بر مشتری به جای همکاری در کارگاه ها و سلسله مراتبی.
  3. کمپین های تطبیقی و تکرارشونده به جای کمپین های بیگ بنگ.
  4. فرایند کشف مشتری به جای پیش بینی ایستا.
  5. برنامه ریزی انعطاف پذیر به جای برنامه ریزی سختگیرانه.
  6. پاسخ به تغییر به جای دنبال کردن یک برنامه.
  7. آزمایشات کوچک در تعداد زیاد به جای شرط بندی های بزرگ به تعداد کم.

حالا می بینیم که تفاوتی بین agile بودن (چابک بودن) و Agile وجود دارد. یک تیم بازاریابی چابک می تواند سریع کار کند و به سادگی تغییر مسیر دهد تا به تغییرات پاسخ مناسب دهد. یک تیم بازاریابی  Agile با شیوه ای سازمان یافته و باقاعده کار می کند تا به هدف تست مداوم و پیشرفت ها دست یابد.

مزایای توسعه ی Agile برای یک تیم محتوا

Agile مزایای زیادی را برای تولید محتوا ایجاد می کند. در این جا تنها چند مورد که موردعلاقه ی من است را ذکر میکنم.

تمرکز بر یک ابتکار در یک زمان

من واقعا Agile  را برای این کار دوست دارم. همه ی ما می دانیم که چقدر سخت است که پروژه های خود را ارجحیت بندی کنیم، چه برسد به آن پروژه هایی که مربوط به تیم ها یا دست اندرکاران دیگر می شود. ناگهان متوجه می شوید که یک عالمه کار دارید که همه ی آن ها برای شرکت مهم تلقی می شود و نمی دانید از کجا باید شروع کنید.

با Agile تمام دست اندرکاران باهم جمع می شوند تا پروژه ها را ارجحیت بندی کنند و آن ها را به کارهای عملی که در یک بازه ی زمانی معین باید انجام گیرند سازمان بندی کنند. وقتی یک فعالیت انجام شد شما به سمت فعالیت بعدی در لیست اولویت بندی ها پیش می روید.

هرکسی می تواند بفهمد که کجا پروژه اش درمسیر انجام است و کی تمام خواهد شد.

دیگر وقفه وجود نخواهد داشت

از آنجایی که شما لیست معینی از اولویت ها دارید تا طبق آن پیش بروید کمتر احتمال دارد که در کارتان وقفه یا تعلیق ایجاد شود.

کارکردن در Agile غیرقابل تغییر است. هیچ سرپرست تیمی نمی تواند کارتان را با یک پروژه ی لحظه آخری جابه جا کند مگراینکه موضوعی پیش بیاید که برای سلامت شرکت تعیین کننده باشد.

در این صورت باید بازبینی و جایگذاری در یک اسپرینت یا در تابلو انجام شود.

و اگر لازم باشد جای فعالیت دیگری را در یک اسپرینت می گیرد اما بارکاری اضافه نمی کند.

ممکن است کمی سختگیرانه به نظر برسد با این همه Agile اینگونه طراحی شده است. اما قابلیت چرخش در بین اسپرینت ها یا فعالیت ها وجود دارد. چون فعالیت ها به مراحل کاری کوچکتری خرد شده اند، فعالیت های دیگر می توانند تقریبا تکراری درنظر گرفته شوند.

با این حال شما نباید یک فعالیت درحال اجرا را مختل کنید.

قابلیت تست مکرر

چون شما درحال کار و عرضه در چندین بازه ی زمانی کوتاه هستید فرصت های زیادی برای بازبینی تجزیه و تحلیل ها و تست محتوای خود در اختیار دارید.

این همچنین به آن معناست که شما می توانید بدون کلی بحث یا برنامه ریزی برای جلسات ،تغییرات و بهبود را در دفعات بیشتری انجام دهید.

تولید محتوا با داده های واقعی

و وقتی آن محتوا را تست کردید ، داده هایی دارید که می توانید از موارد پیشنهادی تان بک آپ بگیرید.

در رویکرد آبشار، پیشرفت های بسیاری بر مبنای حدس قریب به یقین انجام می گرفت. اما اکنون شما می توانید از تجزیه و تحلیل صفحه، نرخ تبدیل، رتبه بندی SERP ، ایمیل های بازشده و بازخورد مشتری استفاده کنید تا آگاهانه درمورد استراتژی محتوای خود تصمیم بگیرید.

چطور یک تیم بازاریابی محتوای Agile داشته باشیم

یک تیم بازاریابی محتوای Agile درحقیقت افرادی بیشتر از سازندگان محتوا و بازاریابی را در برمی گیرد. شما ممکن است لازم داشته باشید تا نمایندگان فروش محصول،مدیران ارشد اجرایی، توسعه محصول ، و شاید ازهمه مهمتر خدمات مشتریان را در تیم بگنجانید.

اینکه چه کسی را در تیم جا دهید بستگی به نوع استراتژی بازاریابی محتوای شما دارد.

اما حتما هر تیم را مجهز به یک نماینده کنید تا با اعضای تیم خود ارتباط برقرار کند تا همه درخواست ها را جمع آوری و فیلتر کند.

اگر از روش Scrum استفاده می کنید، نیاز به یک فرد حرفه ای در این روش دارید تا بر ایجاد فعالیت ها و حرکت تیم از مرحله کارهای عقب مانده تا محتوای آماده ی عرضه نظارت داشته باشد.

برای روش Kanban نیاز به یک صاحب تابلو دارید که بتواند فعالیت ها را در طول پروسه ی اجرا به پیش ببرد و با دست اندرکاران کار کند تا محدودیت ها و نقاط ضعف را از بین ببرد.

استاد Scrum یا صاحب تابلو به احتمال زیاد جلسات برنامه ریزی نیز ترتیب می دهند یا اسپرینت را اجرا می کنند.

تکه ی آخر پازل تیم Agile صاحبان فعالیت هستند.هرکاری باید به شخص مناسبی در تیم شما اختصاص داده شود. آن شخص مسئول اتمام آن فعالیت خواهد بود. با اینکه ممکن است آن ها از اعضای دیگر تیم کمک بگیرند اما درنهایت خود آن ها مسئول بررسی نحوه ی انجام آن هستند.

با فرآیند تکرار، تست، یادگیری، حتما فکر میکنید که Agile برای بازاریابی محتوا ساخته شده است. این رویکرد به خوبی با فرآیندهای تولید محتوای خودمان همخوانی دارد.تبدیل شدن به یک تیم بازاریابی محتوای Agile واقعا می تواند به شما کمک کند تا روی محتوای باکیفیتِ به خوبی تست شده تمرکز کنید که اهداف بازاریابی محتوای شما را محقق می سازد.

نتیجه گیری

در این مقاله با Agile و نحوه استفاده از آن در بازاریابی محتوا آشنا شدیم.

امیدواریم براتون مفید بوده باشه و نظراتتون رو در رابطه با این موضوع برامون بنویسید.

من رسانا ، کارشناس تولید محتوا در می چند هستم. از ابتدای همکاریم با می چند تصمیم داشتم که کار های متفاوتی رو رقم بزنم و امیدوارم من رو با فعالیت ها و مقالاتم دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − 2 =